صفى الدين محمد طارمى
269
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
صاحب انبساط فروگذاشته شده و اهمال نموده شده است بر حكم جبلّت و غريزت ، [ و ] غير متكلّف و غير متملّق است . « و متوسّط نشود ميان تو و ميان پروردگار تو آدم و حوّا . » يعنى متوسّط نمىشود ميان صاحب انبساط و ميان ربّ او هيچ خلقى ، از براى غايت قرب او ، مثل اين قول كه : « ما للتّراب و ربّ الأرباب » و او به صفاى فطرت در مقام قرب قلب مجرّد است از مزاحمت احكام نشئه و صفات بشريت و نفسانيت ، ( و ) متوسّل است به اتّصال ازلى ؛ پس متوسّل نمىشود به ربّ خود مگر به ربّ خود ، پس كجا است او از مزاحمت آب و گل ؟ و الدرجة الثالثة : الانبساط في الانطواء عن الانبساط ؛ و هو رحب الهمّة ، لانطواء انبساط العبد في بسط الحقّ جلّ جلاله . « انطواى از انبساط » آن است كه درنورديده و برچيده شود بساط انبساط عبد در شهود بسط حقّ ؛ پس درنورديده مىشود عبد از انبساط خود در شهود تجلّى اسم باسط و اوست مسمّى به رحب همّت . چرا كه شهود انبساط متقدّر است به قدر همّت عبد و سعت او . پس هرگاه درنورديده شد انبساط عبد در بسط حقّ ، بتحقيق كه متّسع مىشود همّت او به حسب سعت فضاى حقيقت در شهود باسطيت حقّ و فناى او از بسط او ؛ و او از باب توحيد افعال است .